BKD-175 - تو که گیسوی پریشان شده در پاییزی

.

تو که گیسوی پریشان شده در پاییزی

من و لب‌های تو و این همه ناپرهیزی


چشم‌های سیه‌اَت منشأ ویرانی‌هاست

حتم دارم که تو از طایفه‌ی چنگیزی


خواستم نذر کنم دار و ندارم را، حیف!

جز دل ساده‌ام، ای عشق، ندارم چیزی


روبروی تواَم و زُل زده‌ام در چشمت

و تو از بی سر و سامانی من لبریزی


من و گیسوی پریشان تو مانند هَمیم

رسم این است که از مثلِ خودت بگریزی؟


من دلم از غم این عشق رهایی میخواست

تو به کام منِِ دلتنگ، غزل می‌ریزی

✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-175

BKD-174 - بودنم بی‌تو محال است، مبادا بروی

.

بودنم بی‌تو محال است، مبادا بروی

زندگی زیر سؤال است، مبادا بروی


بنِشین تا نشِمارم گذر ثانیه را

بی تو یک ثانیه، سال است، مبادا بروی


غیبتت را نتوان هیچ تحمل بکُنم

در دلم جنگ و جدال است، مبادا بروی


دل تو با دل من کی به تفاهم برسد؟

همدلی شرط وصال است، مبادا بروی


کلمات از لب تو جاری و ساری بشود

حرف تو شعر زلال است، مبادا بروی


لب تو، قند من و چشم تو، فنجان من است

نوبت قهوه و فال است، مبادا بروی


در بزنگاه خطر ، عازم صحرا نشوی

موقعِ صید غزال است، مبادا بروی


سوز و سرمای شدیدی، پس ِآبادیِ ماست

زوزه‌ی گرگ و شغال است، مبادا بروی


ای عسل، باده حرامست ولی روی لبت

دو سه تا بوسه حلال است، مبادا بروی

✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-174

BKD-173 - دو سه خط وصف تو گفتن، چه گناهی دارد؟

.

دو سه خط وصف تو گفتن، چه گناهی دارد؟

در خیالات ِتو خفتن، چه گناهی دارد؟


یک بغل، خواب ِخوش و ناز در آغوش ِغزل

با تو گفتن، وَ شنفتن، چه گناهی دارد؟


مگر این نیست که من عاشق و همراه تو اَم؟

هِی نگو وای تو و من ، چه گناهی دارد


زندگی، قبل ِتو بگذشت و عزیزم با تو

باز هم صرف گذشتن، چه گناهی دارد؟


از چه رو طعنه به چشمان ِخمارم زده‌ای؟

شب و روز، مست ِتو گشتن، چه گناهی دارد؟


دلبرم ! باز غزل، رو به شکایت‌ها رفت

مگر این ساده دل ِمن، چه گناهی دارد؟

✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-173

BKD-172 - نه چشمونت، نه مژگونت، ميدونم مال من نيست

.

نه چشمونت، نه مژگونت، ميدونم مال من نيست

نه گيسوهای افشونت، ميدونم مال من نيست


دلم ميخواست دو تا چشمِ قشنگت مال من بود

دو تا چشمهای رخشونت، ميدونم مال من نيست


يه عطری از تنت خواستم، جوابم شد يه لبخند

گل لب‌های خندونت، ميدونم مال من نيست


دلم ميخواست در آغوشت، يه زندوني بشم من

هنوز اون كنج زندونت، ميدونم مال من نيست


به ياد تو، گل عاشق! تو گلدون گل ميكاشتم

ولی نه گل، نه گلدونت، ميدونم مال من نيست


دلم ميخواست كه دست‌های قشنگت،دست ‌من بود

آره، دست‌های گلگونت، ميدونم مال من نيست


دلم لرزيد و غمگين شد، كه اشكی تو چشات بود

ولی احوال گريونت، ميدونم مال من نيست


توی خواب و توی رويا،‌ پريشون تو هستم

ولی خواب پريشونت، ميدونم مال من نيست


دلم ميخواست نگاه تو، براي من حراج بود

همون نگاه اَرزونت، ميدونم مال من نيست


جوابم رو بده آروم، بگو دوستم داری پنهون

بازم جوابِ پنهونت، ميدونم مال من نيست

✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-172
بابک #Bakia 08 : میدونم مال من نیست

BKD-171 - یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش

.

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش

آمده در زیر شعر من نوشته: "عاشقین؟!"


این همه از دردهایم گفته‌ام، باز آمده

مینویسد: خوش به حال دلبر تو! آفرین!


من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی

من فقط یک عاشقم، بگذار تا شعرم شوی


با من از ماندن بگو، رفتن تباهم می‌کند

خوب می‌دانی غمت، خانه خرابم میکند


من به لبخند دو چشمان تو عادت کرده‌ام

ترک عادت هم که می‌دانی چه کارم میکند؟!


قدر یک دَم دست‌هایت را ز دستانم مگیر

فکر یک دَم بی تو بَر مُردن مجابم می‌کند

✅🅱️
@BKDelneshin دل‌نشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-171