BKD-159 - باز هم از تو نوشتم، بدنم میلرزد
باز هم از تو نوشتم، بدنم میلرزد
من نَفس میزنم و پیرهنم میلرزد
آمدم فال بگیرم، مثلا یلدا بود
شعری آمد که همه جان و تنم میلرزد
بعد ِ تو یاس خزان کرد، قناریها مُرد
بغض را میخورم، اما دهنم میلرزد
بی تو تهران و من و قصهی سرگردانی
پای رفتن نه ، ولی آمدنم میلرزد
قلبِ من میتپد اما بهخدا بعد از تو
هر دلی را که فقط میشکنم میلرزد
مثلِ یک حلقهی اشکم که بلاتکلیف است
یک نفس مانده به جاری شدنم میلرزد
پِلکِ من میپرد و حادثهای در راه است
مُژه بر هم بزنم یا نزنم میلرزد
مُرده باشم , تو صدایم بکنی ، باور کن
بند بندِ من و بندِ کفنم میلرزد
✅🅱️
@BKDelneshin دلنشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-159
برگزیده و منتخب اشعار دل نشین