BKD-148 - حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو دیوانه شو
حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دلِ آتش درآ ، پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سینه را چون سینهها، هفت آب شو از کینهها
وآنگه شرابِ عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی، تا لایقِ جانان شوی
گر سوی مستان میروی، مستانه شو مستانه شو !
تو لیلةُ القَبری ، برو تا لیلةُ القدری شوی
چون قدر، مَر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
اندیشهات جایی رود ، وآنگه تو را آن جا کشد
ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو
قفلی بُوَد میل و هوا، بنهاده بر دلهای ما
مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو دندانه شو
یک مدتی ارکان بُدی، یک مدتی حیوان بُدی
یک مدتی چون جان شدی، جانانه شو جانانه شو
#Top
✅🅱️
@BKDelneshin دلنشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-148
حضرت #مولانا ؛ غزل ۲۱۳۱
برگزیده و منتخب اشعار دل نشین