BKD-193 - من ندانستم از اول كه تو بیمهر و وفايی
.
من ندانستم از اول كه تو بیمهر و وفايی
عهد نابستن از آن به ، كه ببندي و نپايی
دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم
بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرایی
ای كه گفتی مرو اَندر پی خوبان زمانه
ما كجاييم درين بحر تفكر ، تو كجايی
اين نه خالست و زنخدان و سر زلف پريشان
كه دل اهل نظر برد كه سريست خدايی
پرده بردار كه بيگانه، خود آن روی نبيند
تو بزرگی و در آئينه كوچك ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقيبان
اين توانم كه بيايم سر کویَت به گدایی
عشق و درويشی و انگشت نمايی و ملامت
همه سهل است ، تحمل نكنم بار جدایی
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نيست كه ديگر بربایی
گفته بودم چو بيایی، غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيایی
شمع را بايد از اين خانه برون بردن و كشتن
تا كه همسايه نداند كه تو در خانه مایی
سعدی آن نيست كه هرگز ز كمندت بگريزد
كه بدانست كه دربند تو خوشتر كه رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام ِاتابک ، دو هوایی
#Top
✅🅱️
@BKDelneshin دلنشین
─•═🌿🌺🌹🌺🌿═•─
BKD-193
حضرت #سعدی ؛ غزلیات
برگزیده و منتخب اشعار دل نشین